على ربانى گلپايگانى
85
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
است يا از آن ماهيت آنها ، هركدام از اين دو كه منشاء آثار باشد ، همان « اصيل » و ديگرى اعتبارى خواهد بود . اين تعبير و تفسير از اصالت ، در موارد مختلفى در كلمات مصنف ( ره ) ( و ديگران ) به چشم مىخورد . مثلا در اولين دليل اثبات اصالت وجود آمده است : « فلو لم يكن خروجها من حد الاستواء الى مستوى الوجود بحيث « تترتب عليها الاثار . . . » و در برهان سوم آمده است : « الماهية توجد بوجود خارجى فتترتب عليها آثارها و توجد بوجود ذهنى فلا تترتب عليها شىء من تلك الاثار . . . » و در برهان چهارم گفتهاند : « فلو لم يكن الوجود هو الاصيل كان « اختلاف هذه الصفات » مستندة إليها . . . » 3 - معناى ديگرى كه براى اصيل بودن مىتوان گفت ، اين است كه مقصود از اصيل آن است كه بذاته موجود باشد ، يعنى براى انتزاع موجود و حمل موجود بر آن نياز به انضمام امر ديگرى نباشد به عبارت ديگر ، عنوان موجود براى آن از محمولات بالضميمه نباشد ، بلكه از محمولات من صميمه ( خارج محمول ) باشد . مصنف در نهاية الحكمه ، پس از اثبات اصالت وجود مىگويد : « پس معلوم شد كه وجود اصيل است و ماهيت اعتبارى است ، يعنى وجود بذاته موجود است ، ولى ماهيت به واسطه و انضمام وجود به آن موجود است » « 1 » . البته از ميان تفاسير و تعابير ياد شده ، تفسير نخست از همه صحيحتر و روشنتر است و پس از آن تفسير دوم و بالآخره تفسير سوّم نيز مىتواند به نوعى بيانگر مقصود از « اصالت » در اين بحث باشد . اقوال معروفى كه در اين مسأله وجود دارد عبارت است از : 1 - اصالت وجود . 2 - اصالت ماهيت . اما اينكه هيچكدام اصالت ندارد ، در حقيقت به سفسطه و انكار واقعيت خارجى برمىگردد . و اعتقاد به اينكه هم وجود اصيل است و هم ماهيت ، مستلزم
--> ( 1 ) همان مآخذ .